تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - سفره نذری ، قربانی ، قشربندی اجتماعی


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:جمعه 23 دی 1390-12:21 ق.ظ

سفره نذری ، قربانی ، قشربندی اجتماعی

خوراك های نذری :

1-آش حسین :كه شبیه آش گندم وتقریبا  باهمان مواد است درفیروزآباد تاپیش ازاین فقط شب تاسوعا و اربعین می پختند ولی درسال های اخیر  محدودیت زمانی ندارد(البته درطول دو ماه محرم و صفر ) و مناسبت آن منوط به میزان نذورات است

سفره‌های نذری : محتویات سفره های نذری خوراكی‌های ساده مثل نان وسبزی پنیروماست است و در برخی سفره‌ها مثل سفره‌ی حضرترقیه  هندوانه نیز می‌گذارند،این سفره  یادمان خردسال‌ترین فرزند اسیر امام حسین است ،و برای تداعی صحنه‌هایی از وقایع كربلا چند بوته خار و تعدادی خشت خام نیز در آن می‌گذارند  ،انداختن بعضی سفره‌های مسلمانان مثل “مشكل گشا“و“بی‌بی سه‌شنبه“دربین زرتشتیان نیز مرسوم است

-قربانی:قربانی كردن حیوان به نام ها و انگیزه‌های مختلف به طور چشم‌گیری رواج دارد،یكی از مفصل‌ترین آن‌ها قربانی برای “نخل“(نمادی از تابوت امام حسین) است كه همه ساله برگزار می‌شود،در این مراسم ده‌ها گاو و گوسفند در جلوی “نخل“ قربانی می‌كنند،و باگوشت آن‌ها غذای نذری می‌پزند كه با یك برنامه‌ریزی منظم بین همه توزیع می شود .

-خوراك‌های آئینی زرتشتیان: رایج‌ترین خوراك نذری زرتشتیان  “بریونی“ نام دارد،همه ساله در 26 فروردین به زیارت پیر هریشت می‌روند،هركس نذر دارد گوسفندی می‌برد كه حتماً باید نر باشد(بز یا گوسفند) و در آنجاقربانی می‌كندكه یك ران و اسقاط گوسفند را به خودش می‌دهندو بقیه را با آویختن در تنور آتش بریان كرده بین حاضرین تقسیم می‌كنند

 

پوشاك

 پوشاك نقش مؤثری درتعیین هویت اشخاص دارد،لذا مستقیماً با قشربندی اجتماعی در رابطه است در نظام اجتماعی میبد به تعبیر و تعریف مردم مشخصاً چهار قشر با عناوین زیر وجود دارد:

1- بزرگون: قشر كوچكی از جامعه میبد هستند كه تا پیش از دهه‌ی 50 از بیشترین امكانات اقتصادی برخوردار بودند و وجه امتیاز آن‌ها نه تنها در میزان مالكیت بیشتر بلكه عمدتاً در منزلت اجتماعی بود كه از اجداد خود به ارث  برده بودند ، این قشر برای اداره‌ی املاك خود پیشكار و آبیار داشتند، در كارهای خدماتی سرمایه گذاری می‌كردند . با دخالت در امور روستا و محله نقش مدیریت را برعهده می گرفتند.

2ـ آغی یون (aYeyun) : از لحاظ مالكیت در مرتبه پایین تر از“ بزرگون “بودند ، امابه علت قرابت سببی و نسبی  با“ بزرگون “ در ردیف آن ها محسوب می شدند، ولی اشرافی بر مردم نداشتند، بیشتر از درآمد املاك خود امرار معاش می‌كردند برخی از آن‌ها مشاغلی مثل داد و ستد كالاهای روستایی (تاجر روستایی)، نمایندگی بعضی شركت‌ها داشتند، یا صاحب   كارگاه‌های تولیدی بودند،گاهی رباخواری نیز می‌كردند، در این قشر یك زیر گروه وجود داشت كه بااصطلاح «آبرومند» مشخص می‌شد

3ـ رعیت (rayat) : در مقایسه با بزرگون ثروت كمی داشتند، از محل درآمدهای كشاورزی یا مشاغل جنبی آن امرار معاش می‌كردند.

 4-رعیتی: اكثریت قاطع جامعه‌ی میبد در دوره‌ی مورد بررسی (دهه 40- 50 ) قشر رعیتی تشكیل می‌داد ، این  قشر آب و زمین كمی برای كشاورزی داشت ، یا اصلاً فاقد آن بود،بیشتر آن‌ها كارگر كشاورز یا صاحب مشاغل خدماتی بودند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر