تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - دنباله ی چکیده ی دفتر چهارم مالکیت. شیوه های احراز مالکیت


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 1 فروردین 1397-08:06 ب.ظ

دنباله ی چکیده ی دفتر چهارم مالکیت. شیوه های احراز مالکیت

شیوه های احرازمالكیت

انتقال مالكیت به چند صورت است ، كه یا جنبه دائمی یا موقت و یا حبس ما لكیت دارد :

1- ارث : یكی ازراه های انتقال مالكیت ارث است ، درقدیم  بعد ازفوت یك نفر ورثه او جمع می شدند و با حضور افراد خبره ومعتمد محل نخست ازاموال منقول وغیر منقول واثاث البیت اوصورت برداری می شدكه پس از قیمت گذاری طبق دستورالعمل شرع بین بازماندگان تقسیم می كردند . سپس یك تقسیم نامه ی كلی با ذكر میزان و قیمت سهم الارث هریك از وراث می نوشتند . در پایان تقسیم نامه جداگانه ای نیز به نام هرنفر نوشته می شد كه درحكم سند بود . اگر اولاد صغیر از درگذشته باقی مانده بود . سهم الارث او را هم مشخص می كردند وتا رسیدن به سن رشد با نظارت یك یا چند نفر درآمد آن را به صرف مخارج او می رسانیدند . دراین فاصله اگر سایر ورثه هزینه ای برای میت درنظر می گرفتند اولاد صغیر را از پرداخت آن معاف می كردند .

2- مصالحه: مصالحه ، واگذاری  حقوق مالكیت خود به همسر یافرزند وغیره بدون دریافت وجه است،فقط چون بایدصیغه جاری شودوازعقود لازم است ،  لذا شرایط معامله‌ی صحیح درآن ملحوظ شده ودرقبال مورد صلح مابه ازائی هرچند ناچیز مبادله می شود. وجه المصالحه نیز بیست وپنج درم گندم بومی خبازپسند ، یكصددینارفلوس اسودرایج -  شش درم گندم ویك عددصددیناری  ، ده مثقال نبات سفیدیزدی ونظایر آن است . این اجناس معمولا موادخوراكی مثل گندم ، جو، نبات ، نمك ، پنبه یا گوسفندبود ، كه برای هریك كسی كه شغلش دررابطه با آن بود ، یامتعلق به محل مشخصی بود  ملاك سنجش قرارمی گرفت  مثلا گندم بایدخبازپسند باشد ، جو علاف پسند، پنبه حلاج پسند  نبات قنادپسند ،  گوسفند قصاب پسند ونمك حاجی آباد باشد. نوع پول نیزمشخص می شد  ( سندشماره 5 درکتاب)

مصالحه درمعاملات حقیقی:  چون قیمت املاك  واقعی نبودومعمولا برحسب نظرخبرگان ومقومین وموافقت طرفین تعیین می شد ، ولی برای اینكه ازنظر شرعی ایرادی نداشته باشد ، پس ازصیغه‌ی معامله یك صیغه‌ی مصالحه نیز جاری می شد ، وموردمعامله رابامبلغ ناچیزی مصالحه می كردند ، به همین دلیل حتی درقباله‌ی فروش می نوشتند : قبول مبایعه مصالحه شرعیه نمود ، یا گاه حتی ازواژه‌ی معامله یا مبایعه هم استفاده نمی كردند.

3- معامله: که منظور مالک شدن از طریق خرید است

روند معامله 

1- خبرگی : خبره (xebra) ارزیاب وكسی بود كه با مساحی و قیمت گذاری و نوشتن قباله عادی فروشندگان وخریداران املاك را یاری می كرد . ابزار اندازه گیری خبره چوب بلندی به نام نی به طول17/3 متر بود كه با خطوط دایره شكل اندازه های مختلف مثل قبضه ، حبه ، دانگ بر آن تفكیك شده بود . یك حبه مساوی  با پهنای  چهارانگشت به هم چسبیده بود . قبضه منظور پهنای انگشتان درحالت مشت یا گرفتن دسته شمشیر در دست بود كه معمولا مساوی با 3 حبه می شد .  هر نی 6 دانگ و هر دانگ مساوی 12 حبه و حدود53 سانتیمتر و برابر با 5 قبضه یا 72حبه بود .  یك نی طول و یك نی عرض مساوی یك نی یا به اصطلاح یك " قصبه " زمین می شد . بنا براین یك قصبه  برابر با  489/10=17/3×17/3  متر است   هر90 قصبه یك قفیز زمین و مساوی900متر بود كه درسال های اخیر1000متر محا سبه می كنند ( نك . گفتار 23 واحدهای اندازه گیری)

2- قباله نویسی : انتقال و خرید و فروش ملك تا دهه ی 40 حتی بعد از تأسیس ثبت احوال ازطریق مبادله ی سندی به نام قباله بود كه به یكی از دو طریق زیر تهیه می شد  :

1-2- توسط افراد دارای تحصیلات حوزوی با مدارج مختلف علمی نوشته می شد و سیاق وحتی خط آن بستگی به میزان تحصیلات روحانی مزبورداشت . طبعاً درچنین قباله هایی تمام نكات شرعی ومراتب حقوقی در نظرگرفته و مكتوب  می شد . دراین نوع قباله ها كاتب درحاشیه ی بالاسمت چپ تسجیل و مهر می كرد  و شهود حاضر نیز بنا بر میزان منزلت و پایگاه اجتماعی كه داشتند ، دركنار و سمت راست امضای او یا درحاشیه سمت راست و در اسنادی كه اهمیت چندانی نداشت در پایین سند مهر یا امضاء می كردند . در مواردی كه برای شخص والامرتبه درصدر سند جایی باقی نمانده بود . از فضای خالی بین سطر اول ودوم برای این منظور استفاده می كرد ( سند شماره 9 کتاب  )  از بین این گروه افرادی بخصوص درمدارج بالاتر وجود داشتند  كه حتی قبل از تأسیس محضر و دفاتر اسناد رسمی خود بایگانی یا به اصطلاح طومار مرتب و منظمی داشتند و در موارد نیاز با مراجعه به سوابق معاملات می

توانستند  پاسخ گوی نیازهای ضروری مردم  باشند . بعدها كه نوشتن اسناد به محضر محول شد محضرداران نیز از بین همین گروه انتخاب شدند .

2-2- چون زمین یا ملك مورد معامله قبلاً باید توسط خبره محلی ارزیابی ومساحی شود . گاه خبره شخصا قباله ی آن را هم می نوشت كه مضمون آن هرچند تقلید وكپی نوشته های روحانیون بود . اما بارحقوقی كمتری داشت . ولی چون اصل بر اعتماد طرفین بود كسی نسبت به ضعف آن اعتراضی نمی كرد . یا اگر شخص محتاطی برای محكم كاری از روحانیون مزبور یا افراد معتمد وحتی مسؤل محلی ( مثلاً كدخدا ) درخواست تأیید این نوع اسناد را می كرد خواسته ی او پذیرفته می شد

 

1-Inheritance:  one way in transfer of ownership is inheritance. In old time, after one’s death, the hiers would consult with experts and local trustworthy people, enlist all movable and immoveable properties and the house furniture and evaluate and distribute them according to religious law in between the hiers.

2-Mosâlehe(compromise or agreement to exchange) or else without receiving money is called “Mosâleheh”). This is only for the reason that there should be a formula pronounced and this is a necessary contract. So the correct condition of transaction should be considered. There is a small amount or small thing like 10 Quirat of sugar candy or 50 Drams of wheat (1 Dram=15 grams) was paid to the donee. The things paid were mostly edible like wheat., barley, sugar candy and salt that was from Hâdji Abad mine(Hâdji Abad is a village near Meibod in which there is a salt mine in), the type of currency is determined as well.

3-Interactions (deals: a deal is another condition to realization of an ownership to a piece of land or water. Their peoples’ criteria for evaluation of land depends on the financial outcome of that land or the water, but it does not depend on the usage of that land or water. Whether it could be possible to construct a building on that land or whether it could be changed to a garden. The evaluation is commonly determined by a domestic expert. He would help the sellers and the buyers by the measurement of the land, evaluation and fixing a price and by writing ordinary agreements. For the measurement, he would use a long stick of wood or straw which is 3.17 meters and marked by different rings each indicating a scale. The scales were Ghabze, habbeh and dang. A habbeh equals to the width of four fingers stuck together. A Ghabze is the width of fingers in position of a fist or taking in hand the handle of a sword which is equal to 3 Habbehs. Every ‘Ney’ or stick straw is 6 Dangs and each Dang equals to 12 Habbeh which is about 53 centimeters. Also it equals to 5 qabza or 72 Habba. A ‘Ney’(stick straw) in length and a ‘Ney in width is equal to a ‘Ney’ or in other word, it is a ‘Ghasabe’ of land. So a ‘qasaba’ equals to a ‘qafiz’ of land or 900 meters. In recent years, one considers a ‘qafiz’ made the figure round as equal to 1000 meters. The transfer, that is buying or selling a piece of land was through writing a mutual agreements and document written by an expert or by someone who had studied in religious schools with different scientific degree even up to the decade of 1960’s. The calligraphy and the beauty of manuscripts written documents depended to the degree of studies of the person or that clergyman, the writer. In the agreement document that the registrars would write, the writer would consider all religious and legal considerations. Both parties would put a seal on the top left side of that document and the witnesses would sign the document

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر