تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - دنباله ی چکیده ی دفتر چهارم مالکیت


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:سه شنبه 26 دی 1396-05:10 ب.ظ

دنباله ی چکیده ی دفتر چهارم مالکیت

گفتار21 : مالكیت وحقوق عرفی : دریكی از مآخذ مربوط به اوایل اصلاحات ارضی  دوره پهلوی میزان مالكیت اشخاص متمول در میبد را حداكثر25  و حد متوسط  را بین 6 تا 8 هكتار ذكر كرده است (سان لیور1971ص14) البته تعدادمالكینی كه درمیبد 25هكتار زمین داشته  باشند ، حد اقل درچنددهه اخیر بسیار اندك بوده است ، لمبتون می نویسد : باید دانست كه ملك داری در یزد با جاهای دیگر فرق دارد ، زیرا مالكیت آب و خاك از هم جداست، بسیاری از دهات یزد به اصطلاح خرده مالك است، اما غالب آن ها به مالكان غایبی تعلق دارد ، كه ساكن یزداند ، ده آباد نزدیك اردكان و میبد بعضاً خرده مالك است (لمبتون : 485) با آنكه به قول لمبتون میبد خرده مالك است ، و نظام ارباب رعیتی در میبد رایج نبوده است ، معهذا بنظر می رسد ، در زمان های قدیم در میبد نیز عمده مالكی رواج داشته است، زیرا بقایایی از آن را می توان در مورد مزارعی كه در اطراف میبد وجود دارد ، مشاهده كرد. به عنوان مثال مزارع شاه آباد (یا به اصطلاح شأوا ( avâ š) موسی خان ، سعید آباد كلاً به تعبیر لمبتون به مالكان غایبی تعلق داشت ، كه در یزد زندگی می كردند ، و دارایی آن ها هم به این مزارع محدود نمی شد ، ولی مزارع مزبور با سیستم اجاره كاری یا نصفه كاری اداره    می شد ، و رابطه ارباب رعیتی بر آن ها حاكم نبود. از طرفی اصطلاح ارباب كه هنوز ورد زبان كشاورزان میبد است ، یادگاری از دوران ارباب رعیتی است، جالب اینكه چون اكثر مالكان مزارع حاشیه میبد زردشتی بوده اند «ارباب» لقب عامی برای زردشتی ها شده است (2) از دیگر       نشانه های وجود عمده مالكی مواردی است ، كه در اسناد قدیمی مذكور است ، طبق وقفنامه ربع رشیدی قسمت عمده ای از قنات های بدرآباد، فیروزآباد بارجین ، بفروئیه ومهرجرد متعلق به خواجه رشید الدین فضل اله همدانی یكی از بزرگترین ملاكان قرن هشتم بوده است. نوادگان شاه نعمت الله ولی وسیدرکن الدین نیز یکی ازعمده مالکین میبدبوده است که مستوفی دروصف املاک شمس آباد او می نویسد: "املاك بسیارومستغلات بی شماردرید تصرف داشت ، وشمس آبادمیبدازآن جمله است ، كه درلطافت ونزاهت ثانی اثنین جنت المأواست  ، درمیان خیابان آن جنت آثارنهری آب چون چشمه حیات روان ومانندسلسبیل بهشت روح افزا، ودراطراف خیابان   باغ های دل گشا وبوستان های فرح فزا كه ساحت باراحت هریك ازدرختان كاج وسروونهال های ثمربخش وگلین های عطروش مزین ومعطروزبان روزگاردرتوصیف اومترنم" ( جامع مفیدی ج3 ص95 ) بعلاوه وجود اسامی خاص كه در نام گذاری مزارع یا قطعات بزرگی از  زمین ها و و باغ های میبد به چشم می خورد ، نیز می تواند دلیلی بر رواج عمده مالكی باشد ، وشاهد عینی تر خبری است كه ؟ دركتاب خودآورده كه وقتی مأمورجمع آوری سهمیه اربابی الخ .قضیه آمدن مأمورمالیات وپیدانكردن كسی: " بعداززوال سلطنت اتابكان تامدتی عنوان حكومت یزدبه داروغگی مبدل شده كسادی وتنگدستی بسیاربه مردم روكرد ،چندانكه درسال659پسرعمرشاه سمرقندی یك ماه درقصبه فیروزآباداقامت كرد،ونتوانست یك دینارمالیات عاید نماید بلكه جزدشتبانی كه دوتن رعیت، كسی دیگرراندیدكه مطالبه مالیات نماید ، زیراهمه مردم آنجافراری ومتواری شده بودند" (آیتی 1317ص 121) در طول قحط سالی های اواخردوره قاجارو بخصوص درزمان دوجنگ جهانی برای عده ای فرصت هایی پیش آمده است ، كه با استفاده ازاحتیاج مردم زمین هایشان را به قیمتی ناچیز خریداری كنند ، و در قیاس با سایر خرده مالكان ازآب و زمین بیشتری برخوردار شوند  مثلاً در دوره قحط سالی اواخر دوره قاجار كسبه كه پول نقد در دست داشتند، املاك زیادی را به قیمت ارزان ازكشاورزان خریدند ، بیشتر ملاكین و متمولین دوره مورد بررسی از نسل همان افراد هستند. وازبازی های عجیب روزگار این است كه بازماندگان همین گروه دردوره جنگ تحمیلی باردیگربه چنین فرصتی دست یافتند ، وضع مالیات های سنگین در دوره قاجار و معافیت های استثنایی و مشروطی كه می دادند ، برای افراد زیرك فرصت هایی فراهم می كرد ، كه یك شبه ثروتمند شوند.معمرین موردی رامثال می آورند كه سید فقیروعیالواری توانست بااستفاده ازامتیاز سید بودن خود ازظل السلطان حاكم قجری یزدواصفهان حكم معافیت مالیاتی بگیرد ، اوالبته مال ومنالی ندا شت ، كه مشمول مالیات شود ، اما ازاین معافیت به نحوزیركانه ای استفاده كرد ، ومردم برای  رهائی ازپرداخت مالیات آب كه بیش از قیمت آن بود ، سهام آب خودرا به نام اوكردند ، مشروط به اینكه آب بااجاره ای كمتر ازحدمالیات دراختیار خودشان باشد

 

 

Chapter 21

Ownership and Tradition Rights

Lampton writes: ’ownership in different in Yazd than the other cites.” Why that the land ownership is separate from water ownership. There are sub-ownership in many of the villages. But most of these sub- ownerships belong to some absent owners who are resident in Yazd. The owners in Deh Abâd, a village near Ardakân and Meibod are some sub-owners (Lampton : 485). Although Lampton calls owners in Meibod as sub-owners, there has never been a kind of aristocracy in Meibod. But, anyhow, it seems, that major ownerships existed in Meibod. Why that there are traces seen of such ownership in farms that exist around Meibod. According to the testament of Rob Rashidy, the majority of Kanats in Meibod belong to Khaje  Rashid Addin Fazlollah Hamadani, the richest landlords of  the 8th century. In local history books, there is the name of many in Meibod who owned many lands and real estates (Jame Mofidi: vol.3, p.95). There are  many particular names in nomination of farms or large pieces of land and gardens in Meibod which indicate large scale ownership. In the famine of the late periods of Qajar Era, in particular, the period between the two World Wars, there appeared opportunities for some to use the absolute need of people to buy their land for a low price and like many sub-owners gain more in ownership of land and water. The way on obtains ownership is different as explained as following:




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


خلیج موزیک
سه شنبه 26 دی 1396 07:07 ب.ظ
بسیار زیباست و دوست داشتنی مطالب سرگرمی بیشتر بذارید البته نظر منه دوستم نداشتی نذار ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر