تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - دنباله ی راه های ارتباطی میبد


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 27 مرداد 1395-05:45 ب.ظ

دنباله ی راه های ارتباطی میبد

میبد راه كاروان­ رویی به ورزنه هم داشت  كه منزلگاه­ های بین راه آن به ترتیب چفته  شمس آباد، مزرعه­ ی نو، خلیل، یغمش (yaγmeš)، گود ورزنه، شاخ­ كنار (šâx-e-kenâr)   بود. از میبد تا ورزنه سی فرسخ است. در سال 1307 برای اولین بار یك ماشین وارد میبد شد. دراین سال اولین كسی كه با ماشین از میبد به قصد مكه حركت كرد یكی از بزرگان فیروزآباد بود. او با رسولیان تاجر معروف یزدی كه صاحب تنها ماشین موجود در یزد بود. آشنایی داشت . از او خواست كه راننده و ماشینش را بفرستد تا او را به شیراز ببرد. تا خود از آن­ جا به بوشهر و سپس با كشتی به جده برود. رسولیان ماشین را فرستاد. همه­ ی مردم میبد برای تماشای ماشین جلوی خانه او جمع شدند و حضرت ایشان با كمال تواضع چنین وانمود كرد كه این سیل جمعیت برای مشایعت از ایشان به خود زحمت داده ­اند. آشیخ محمد آیت اللهی اولین كسی بود كه دوچرخه وارد میبد كرد و دو دفعه با آن به قم و یك بار هم به مكه رفت.  تا سال های 1335 هنوز هم مردم با چهارپایان مسافرت        می ­كردند . پاپلی در خاطراتش از سفر به بیده درسال  1333در مورد راه میبد به یزد می­نویسد : از یزد تا بیده جاده درست و حسابی نبود هنوز راه یزد به میبد ماشین رو نبود و یا اگر بود ماشین چندانی نمی­رفت. درهر صورت باید با شتر به بیده می­رفتیم . راه خاكی و شنی بود و همه جا تپه­های شن دیده می­شد . شب بود وآبادی ­های كنار راه هیچكدام برق نداشتند . فقط در نور مهتاب سیاهی خانه­ ها دیده می­شد. من از هم سفرم نام آبادی­ ها را می­ پرسیدم : زارچ ، مزرعه­ ی حكیم آباد،  اشكذر ، جعفرآباد گورها ( گبر) بالاخره نیمه ­های شب به كاروانسرای شمسی رسیدیم  این آبادی كاروانسرا و بارانداز خوبی داشت. شب را در سكوهای جلوی كاروانسرا خوابیدیم و صبح زود به طرف بیده حركت كردیم . ساعت 9 صبح به بیده رسیدیم ( پاپلی یزدی ، 1387 : 45 ) ولی از نیمه ­ی دوم دهه­ ی 1330 كم كم وسایل حمل و نقل جدید در میبد پیدا شد .  راه ­های كاروان­رو­ی قدیم منسوخ و راه ­های ارتباطی جدیدی در همان مسیر یا در حوالی و مجاورت آن ساخته شد. یك راه از پشت دروازه­ ی دربگ (darbog) شروع شده از طریق  شورك و محمودآباد و شاه ­جهان­ آباد به اردكان و یزد می­ رفت . جز این میبد دو راه ماشین رو­ی دیگر هم داشت كه روستاهای غرب وجنوب میبد را پوشش می­داد یك ماشین معروف به "یواش تور" از مهرجرد حركت می­ كرد و از طریق ده ­آباد به حسن آباد و از آن ­جا بعد از عبور از بفرو و صدرآباد به اردكان می­ رفت. مسافرین میبد  ( مركز میبد) و"كوچك"(kučok) هم با اتوبوسی كه از دروازه ­ی جنوبی مزار فیروزآباد حركت     می­ كرد و از كوچه­ ی دراز حد فاصل فیروزآباد و "كوچك " به شمس­ آباد و از آن­جا پس از عبور از كنار بدرآباد به مهرآباد رفته و از راه ركن­ آباد وارد همان جاده­ ی ماشین روی اصلی  می­ شد كه به یزد می ­رفت . با این ترتیب تا قبل از احداث جاده­ ی سنتو سه جاده  با سه وسیله­ ی نقلیه كه در سه مسیر شمال و جنوب و غرب حركت می ­كرد همه روستاهای میبد را پوشش می­داد.

مهاجرپذیری : میبد تا دوره­ ی قارجاریه مهاجرپذیر بوده است و قومیت ­های مختلفی از نقاط گوناگون بخصوص از : كاشان، اصفهان، نایین و بافق و دیگر شهرستان‌‌های یزد به میبد مهاجرت كرده ­اند. اولین مهاجرینی كه تاریخ ازآن ­ها نام می­ برد خانواده­ ی آل مظفر بودند كه جد آن‌‌ها امیرغیاث­ الدین حاجی در زمان حمله­ ی مغول از خاف خراسان به میبد كوچ كرد. بعد از این مهاجرت فرزندانش پله ­ی ترقی را طی كرده تا جایی كه موفق به تشكیل حكومت شدند ( كتبی : 30 ) یكی از دلایل مهاجر پذیر بودن میبد در چند سده­ ی اخیر به جریان حمله­ ی افغان به ایران مربوط می ­شود كه در سر راه خود به اصفهان با میبدی­ ها درگیر شدند وآنان را قتل عام كردند . مثلاً در فیروزآباد بنا به روایت تاریخ شفاهی سه طایفه زندگی  می ­كردند كه فقط برخی از افراد طایفه كریم بیكی با مخفی شدن در راهرو­ی قنات­ ها جان سالم به در بردند . از دو طایفه دیگر جز یك نفر از طایفه جمالی كه در زمان حمله­ ی افغان­ ها در مكه بود  همه تقریباً كشته شدند كمی جمعیت بعد از این واقعه و فراهم بودن بازار كار زمینه­ ی مهاجرپذیری در میبد را مساعدتر كرد. عجیب است كه ترقی و تعالی مهاجرین اسكان یافته در میبد به آل مظفر ختم نشد هرخانواده­ ی مهاجر دیگری هم كه طی قرون بعد وارد میبد شد مدارج ترقی را طی كرد. البته نه به دلیل نبوغ بلکه بیشتر به دلیل فراهم آمدن زمینه ­هایی که با اندکی دوراندیشی و بیشتر از آن بی انصافی هرفردی را می‌تواند ثروتمند کند. مثلا سردسته ­ی یكی از این خانواده ­ها كه در اوایل دوره­ ی قاجار به میبد آمدند بنا به اظهار یكی از معمرین وابسته به آن‌‌ها فقط چهار قفیز [1] زمین با یك دختر داشت كه زمین و دختر را به   برادرزاده­ اش داد  این برادر زاده با آنكه عمر زیادی نكرد هنگام مرگ بیش از صد قفیز زمین و دویست سهم آب و ده ها باغ از خود باقی گذاشت. بیشتر طوایف مطرح  و سرشناس میبد در اوایل دوره­ ی  قاجاریه از راه­ های دور و نزدیك به میبد مهاجرت كردند. و بعضاً مصدر امور خیر یا تحولات فرهنگی و ا­قتصادی زیادی شدند .

میبد مهاجر پذیری اجباری هم داشته است . در زمان رضا شاه چندین خانوار از طوایف كرد كلباغی از سنندج به میبد تبعید شدند و در روستاهای مختلف میبد اسكان داده شدند و تا مدتی مخارج آن‌‌ها نیز بر عهده­ ی مردم بود. به طوری كه برای تأمین هزینه­ ی آن‌‌ها آب میان می­ كردند . بعدها در اثر اعتراض مردم قرار شد برای تأمین مخارج خود كار كنند كه بیشتر در قنات ها مشغول به كارشدند. این عده تا پایان دوره ­ی رضاشاه در میبد بودند وحتی یك مورد ازدواج هم بین یكی  از آن‌‌ها با دختری از ده ­آباد صورت گرفت.

 

People would travel by animal even up to the age of 1956. But for the second half of 1950, there appeared some new vehicles for transportation. The old caravan roads were obsolete and new roads were constructed along the same or nearby directions.

Immigration: Meibod has been attractive for immigrants from old times. Meibod has been always the asylum of those who escaped dangers and would take refuge. The first famous immigrants in history of Meibod were the family of âl-e Mozzafar whose ancestors moved from Khorasan to Meibod. His children grow up and advanced somehow they could constitute a government.

There were some historical incidents that helped for admission of refugees in Meibod. For example the Afghan people faced with people in Meibod on their way to invade Isfahan. This was a massacre. There were only several who took refuge in the pass ways of channels (Kanât). In Qajar time, the rate of immigration increased substantially. There were different tribes from different locations who immigrated to Meibod. These people found their way to succeed economically and they were the founders of many socio-economic evolutions.

 



[1] - qafiz واحد سطح ومعادل 900 متر . نك . گفتار مربوط به واحدهای اندازه گیری درهمین دفتر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر