تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - گفتار بیستم : حمل و نقل و مهاجرت


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 5 اسفند 1394-07:37 ب.ظ

گفتار بیستم : حمل و نقل و مهاجرت

 حمل و نقل : تا دوره­ ی پهلوی اول دایره­ ی ارتباط مردم میبد بسیار محدود بود و منحصر به كسانی می­شد كه  در صدوركالاهای مازاد و ورود كالاهای مورد نیاز مردم دست داشتند و در معنی ناوگان حمل و نقل را تشكیل می­دادند. در این دوره حتی سفرهای زیارتی هم بسیار كم اتفاق می ­افتاد . به همین دلیل كسانی كه مثلاً به كربلا می­ رفتند به كربلایی و آنان كه به ­زیارت مشهد نایل می ­شدند لقب مشهدی می ­گرفتند. سفر حج  فقط متعلق به­ قشر بالایی جامعه و به ندرت اقشار متوسطی بود كه یا تاجرهای روستایی یا وابسته به همین ناوگان حمل و نقل بودند وكارشان رونق داشت و به اصطلاح كارچاق بودند .

وسائل حمل و نقل : هر نوع جابه ­جایی كالا و انسان عموماً  به ­وسیله­ی چهارپایانی مثل الاغ ، قاطر و مخصوصاً شتر انجام  می ­شد. شتر درحمل كالاهای پرحجم و عمده به نقاط دور دست نقش مؤثری داشت.  به­ همین دلیل شترداری شغل پر درآمدی بود و درچند روستای مشهور آن روز میبد مثل : محمودآباد، بیده، فیروزآباد، حسن­ آباد  بفرو و یخدان شترداری از مشاغل عمده­ ی محسوب می­ شد. به­ طوری كه حتی بزرگون آن‌‌ها هم شتردار بودند. هر قطار شتر كه مركب از هفت شتر بود یك ساربان داشت و افرادی كه یك یا دو شتر داشتند خود با آن كار می ­كردند.  شتر در واقع سالی هشت ماه و بیشتر در زمستان باركشی می­كرد. بهار فصل به چرا بردن و چاق كردن شترها بود، تا در طول هشت ماه بعد قادر به كار باشند. در بهار چند ساربان شترها را به بیابان می­بردند. از ماه ­اسفند تا مهرماه دربیابان می­ ما ندند. منظور از بیابان دشت هایكویری مجاور میبد و ندوشن تا كپه­ ی ابرقو و حوزه ­ای با وسعت  ده تا بیست فرسخ بود كه پوشش گیاهی آن برای خوراك شتر بسیار مناسب بود. شتردر طول بهار با چرا در فضای باز و پوشیده از گیاهان مورد علاقه ­اش چاق می­شد و بقیه­ ی سال با استفاده از این چربی ذخیره كمبود مواد خوراكی خود را جبران  می­كرد .

شیوه­ ی حمل و نقل : چارواداران حتی برای سفرهای نزدیك مثل شهر یزد هم تنها   نمی ­رفتند و همیشه گروهی حركت می ­كردند. فقط نوع كالایی كه می ­بردند ممكن بود متفاوت باشد. بعضاً به جای كالا مسافر می­بردند. برای مسافرت خانوادگی با شتر از پالكی استفاده می­ شد. پالكی را با طناب در دو طرف بدن  شتر می ­بستند و زن ها و بچه ها را  سبك سنگین در آن می­ نشاندند. وسیله ­ی نقلیه­ ی درون شهری هم الاغ ­های كوچك بندری معروف به تكلی (takali) و مادیون و اسب بود. "دراصطبل اشخاص سرشناس دو الاغ وجود داشت. الاغ پالانی و الاغ تكلی" تكل نوعی پالان ظریف با رویه­ ی  قالی بافت  بود كه با گل میخ و حلقه­ های كوچك تزیین شده بود و ركاب هم داشت. این نوع تكل را روی الاغ بندری كه جثه ­ای كوچك داشت و تیز رو بود می­ گذاشتند. از الاغ پالانی كه از نژاد بومی و درشت هیكل بود  برای باربری و سواری بین شهری استفاده می ­شد.   کاروان ها اول اذان صبح از میبد حركت می ­كردند دركاروانسرای شمسی توقف داشتند . ظهر از شمسی حركت كرده شب به الی ­آباد ( علی آباد) می رسیدند  . تا نیم شب در آن جا استراحت كرده و نیمه شب حركت  می­ كردند. بقیه­ ی مسیر را یك سره تا یزد می­ رفتند. باری كه می ­بردند كاه و"كُلِ كروزه"kol-e-koruza)  = غوزه­ ی پنبه ) بود كه به مصرف خوراك شتر مازاری ­ها می­ رسید. از یزد نیز "هر"(har) ( كنجاله ) و ارزاق و مسافر  می ­آوردند. مسافرانی كه پول كرایه نداشتند، پیاده دنبال آن‌‌ها حركت می ­كردند . یكی از مسافران آن روز در خاطرات خود می­ نویسد : "كاروان میبدی ­ها تازه داشت حركت می ­كرد، صف طولانی الاغ­ها  عظمت كاروان را دو برابر كرده بود، من پولی برای سوارشدن برالاغ نداشتم ، پس پیاده در عقب قافله به راه افتادم  به عبارتی دویدم. زیرا الاغ به­هنگام حركت اگر تنها باشد كند ولی اگر با تعدادی الاغ همراه باشد تند می­رود. بنابراین افراد پیاده مجبورند سریع قدم بردارند. بعد از پیمودن چهار فرسخ جایی در بیابان روی خاك ­های نرم خوابیدیم  بعد از دو ساعت حركت كردیم و صبح به میبد رسیدیم ". ( صادقی :252 ) درآن زمان (سال 1310 ش . )  كرایه­ ی الاغ برای رفتن به شهر چهار ریال بوده است ( همان : 243 )  افراد متشخص سوار مادیون می ­شدند. یك نوكر سوار اسب در جلو و یك نوكر هم سوار قاطر در پشت سر آن‌‌ها حركت  می ­كرد. این گروه حتی در جا به­ جایی­ های داخلی هم با همین هیئت حركت می­كردند .

حمله داری :  حمله دار به كسی می ­گفتند كه حجاج را به مكه می­برد. حمله­ دار با قاطر یا شتر مسافرین را می ­برد یك حمله­ دار ممكن بود تا صد قاطر هم داشته باشد . ولی فقط سالی یك بار می ­توانست به مكه برود. هر 8 قاطر یك نفر حمله دار داشت .

در سفر با قاطر هم اتاقكی شبیه پالكی( هودج ) روی قاطر می ­بستند. كسی كه درآن می نشست می توانست راحت بخوابد. حمله دار خودش هم به عنوان جلودار سوار قاطر می ­شد و قبل منقل (qobolmanqal) (جعبه ­ای كه استكان نعلبكی و قلیان و غیره در آن جاسازی شده بود) را بر می ­داشت و یك منزل جلوتر حركت می­ كرد و در منزل بعدی قبل از رسیدن كاروان وسایل استراحت و خورد و خوراك مسافرین و قاطرها را آماده می­كرد. و حتی اگر می­دانست كه در منزل بعد آذوقه پیدا نمی ­شود آذوقه­ ی مورد نیاز آن منزل را هم فراهم می ­كرد. وقتی كاروان می‌رسید همه چیز آماده بود .

راه ­ها : شاهراه باستانی ری – كرمان از جنوب غربی میبد می­ گذشت . این راه پیش از اسلام به سبب ارتباط با تیسفون پایتخت ایران و بعد از اسلام به دلیل ارتباط با كربلا و مكه از اهمیت ویژه ­ای برخوردار بوده است و مردم به آن راه كربلا می ­گفته­ اند این راه از مدخل غربی میبد یك مسیر كنارگذر معروف به "اربون " (arabun)  نیز داشته است. راه باستانی پارس نیز از جنوب میبد به سوی ندوشن  ابركوه و از آن ­جا به استخر ( پارس)  می­ رفته است. از شمال راهی به شهر اردكان نیز بوده كه از آن جا با چند شاخه­ی فرعی و از طریق بیابان­های انارك، چوپانان و طبس با مسیرهای كوتاهی به مناطق شمال و شمال شرقی ایران ( سمنان، شاهرود مازندران و خراسان ) می­ پیوسته است. ( پویا  : 563 - 564 ) راهی كه به آن راه كربلا می ­گفتند  همان راهی بود كه از طریق آن به مكه می ­رفتند.  برای رفتن به مكه در ماه ربیع­ الاول از میبد حركت می ­كردند كه تا ذیحجه به مكه برسند. منزل اول " چفته" (čafta) نزدیك عقدا و منزل بعد "چاه­ نو" بود. همین ­طور منزل به منزل تا كاشان می ­رفتند. از آن­ جا به سلطان ­آباد (اراك) همدان،كرمانشاه، قصرشیرین و خانقین- معروف به خانقین عرب و عجم - و ازآن پس به كربلا می­ رفتند . دركربلا بیست روز تا یك ماه برای زیارت توقف  می­ كردند. از كربلا از راه جبل به مدینه می ­رفتند مسیر از بیابان بی آب و علف عبور می­ كرد كه پوشیده از ریگ روان بود . منبع آب آن سه یا چهار حوض بود كه      می ­گفتند، زبیده خاتون زن هارون­ الرشید ساخته است.  بعد از مدینه به جُهفه مكانی بین مكه و مدینه می ­رفتند كه سی فرسخ تا مكه فاصله داشت. در این ­جا احرام می ­شدند و به مكه می ­رفتند. وضع راه و بهداشت به قدری خراب بود كه از هر صد نفری كه می ­رفتند شصت نفرشان وبا می ­گرفتند  و می­ مردند. رفت و برگشت ده ماه طول می­ كشید. البته راه دیگری  هم داشت  كه از میبد به شیراز و از آن جا به بوشهر رفته  با كشتی به جده می­ رفتند .

چکیده ی انگلیسی

Transportation: Up till the period of the Pahlavi, the first, Reza Shah, the domain of communication of people of Meibod was as quite limited. The communication was exclusive to those who were on job of exporting the surplus production and importing the needs of people. In other words, these were the people who would constitute the communication navigation. Even pilgrimage voyages were rather rare.

The Transportation Vehicles: any kind of passengers or goods transportation would take place by animals like donkeys, mules and camels. In particular, camels played an effective role in transportation of voluminous cargos. So camel bearing was a lucrative job in several villages in suburb of Meibod of that time. So the aristocrats and those who were living in welfare were camel bearers.

The Methods of Transportation : The animal drivers of burden would never travel alone but rather they would move in groups. The kind of goods they were carrying was probably different. There were some who would carry passengers rather than goods. For the family trip, the palanquin was used. The palanquin was fastened by a rope on both sides of the body of a camel. The traveler would embark ladies and children randomly according to their weight. The vehicle used for inside the city were small donkeys from the origin of ports who were called 'Takali', mares and horses. The bobbles would ride on a mare and fillies. There was a waiter on horse who would move in front and another waiter on mule at the back. For even internal transportation, there were the same composition and group.

The Couriers: A courier was applied to someone who would transfer pilgrimage to Hadj by camels or mules. For every eight mules, there was a courier. There were some couriers who would supervise several others. A courier could only travel once to Mecca. In a voyage with mules even, a room like palanquin or 'howdaj' was fastened on the animal. The passenger who was in 'howdaj' could even sleep comfortably. The courier would move for at least a stage in order to prepare necessities for the caravan before the arrival.

Roads: The main ancient road from Rey to Kerman passed from South- west of Meibod. The road was considered particularly important for the reason of communication between Tisfoon, the capital of the Persian Empire in the pre- Islamic period and for communication with Mecca and Karbala, after the Islamic period. People called the road ' the road to Karbala'. The ancient Pars Road also passed from south of Meibod going to Nodušan, Ardakân and from there to Istaxr (Pars). There was another road from the north going to Ardakân that would divert to some sub-branch lines going from the deserts of Anârak, Chupanan and Tabbas. Roads would joint trough the north and north east of Iran. The way to go and return to Mecca would take 10 months. The condition of the road and the hygienic were so bad that many would die along the way. So the pilgrimage going to Mecca would transfer their properties to their children so that if they did not return home, the family live in comfort. But the aristocrats and the rich people would go through Shiraz to Bushehr and would take a ship to go to Mecca.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر