تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 )غربال بندی- آجر پزی


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-09:47 ب.ظ

چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 )غربال بندی- آجر پزی

غربال بندی : برای ساخت غربال پوست میش را درسطح صافی روی زمین یا پشت بام پهن می كنند  و اطراف پوست را میخ می كوبند و مدتی به همین حال باقی می گذارند تا پوست كاملا خشك شود . سپس بارنده وتیغك مخصوصی پشم روی پوست را می تراشند و پوست را گردا گرد به صورت رشته ای می برند و آن را "گرونه " (goruna) (گلوله ) می كنند و درآب می اندازند ، تا كاملا نرم و ملایم شود . بعد آن را می تابند و با میخ  به دور " آم " (âmm) (دایره چوبی یا اسكلت اصلی غربال ) غربال می كوبند و به صورت رشته های عمودی و افقی به هم می بافند . غربال ا نواع مختلف با كاربردهای متفاوت دارد . كه هم وسیله ی كار بوجار ( برای جداكردن كاه ازگندم ) و آسیابان ( برای پاك كردن گندم ) وهم از وسایل خانگی برای بیختن آرد است . غربال بند ها ابزار موسیقی مثل طبل و"اربونه" (arabuna) ( دف) و تنبك را هم با همین تكنیك پوست كشی می كنند . با این تفاوت كه آن ها را كه از چوب یا ورق حلب تهیه  می شود ، روی زمین می گذارند و پوست را روی آم می اندازند و به كمك یك نفر دیگر آن را می كشند تا صاف و محكم شود سپس آن را با چسب مخصوصی می چسبا نند .

- آجرپزی : برای پختن آجر به روش سنتی از كوره استفاده می شد . درمیبد دو نوع كوره رواج داشت

1- كوره دستی  : گودالی شبیه  تنوره آب انبار به قطرهفت متر بود كه هیچ اندودی نداشت . فقط هرجا كه دیواره ی آن هنگام حفر ریزش كرده بود با خشت آن را بازسازی كرده بودند . این گودال در سطح زمین پوشش گنبدی از خشت خام  داشت و در زیر آن كانالی حفرشده بود كه حرارت ازطریق آن به كوره منتقل می شد . این كانال را از سنگ آهك پر می كردند ، و روی آن را مخروطی از خشت می چیدند و هر دو متر یك سوراخ برای هواكش می گذاشتند . چون هر آجر چندسانت با دیگری فاصله داشت ، درزها و شكاف های زیادی را ایجاد می كرد . اگر به همین حال باقی می گذاشتند ، موجب به هدر رفتن حرارت كوره می شد . لذا باید روی آن را كاهگل می كردند تا حرارت بیرون نزند ، ولی اگر می خواستند با كاهگل این درزها و شكاف ها را بپوشانند  چون هفت متر قطر دهانه ی كوره بود ممكن بود سنگین  شده فرو بریزد . برای  پیش گیری از این حادثه "هلم"(halm)   گاو و گوسفند و خاكه ( خرده ) نجاری را با نفت كوره مخلوط كرده ماده ای به نام "پوكه"می ساختند و این فضاهای خالی را با آن می پوشاندند . سپس كوره را روشن        می كردند . در اثرحرارت سنگ ها و خشت ها می پخت و سنگ ها تبدیل به آهك و خشت ها تبدیل به آجر می شد . ظرفیت این كوره برحسب وسعت از بیست تا سی هزار آجر بود .

2-كوره قمی : از چندچاه به عمق 4تا 6 متر شكل می گرفت . یكی به عنوان مادرچاه در وسط قرار داشت و بقیه درشعاع  4تا 5 متری اطراف آن حفر شده بود كه از زیر با تونلی به هم راه داشتند مادرچاه در زیر زمین برجك مانند بود كه بعضی برآن سقف می زدند .  دراین كوره ها هم مثل كوره ی دستی در قسمت پایین كه درجه ی حرارت بیشتر بود ، برای تعدیل درجه ی حرارت و پیش گیری از ذوب شدن آجر دور مادرچاه سنگ می چیدند و فقط در وسط یك فضای  80 سانتی متری را خالی می گذاشتند و راهی از بین سنگ ها به چاه ها ی دیگر می دادند كه آتش بالا بكشد . سنگ های مزبور تبدیل به آهك یا گچ می شد . البته هنگام آجرچینی به فواصل معین بین آجرها فضاهایی به عنوان دودكش یا " موری" (muri) باقی می گذاشتند . تعداد موری حداقل به 30 می رسید آتش در موری ها دور می زد و دود آن از هوا كش  بیرون می آمد .

Coarse sieve making: a coarse sieve is a tool to separate wheat seeds from straw and hay. A kind of coarse sieve was used for sifting flour. For the fabrication of a coarse sieve, the skin leather of ewe was stretched on a flat ground or on the roof and the artisan would nail it down on the ground and he would leave it to be dried. Then the artisan would shave the skin by a blade, cut the leather roundly, make it like a strip, form it like a ball and would hold it in water in order to have the leather is softened. He would spin it and nail it around a round circular mould called ‘âmm’ which is the frame of the coarse sieve. Then the strings are woven vertically and horizontally. A coarse sieve maker was an expert in making some kind of musical instruments like drums and tambourine ‘arabuna’ as well. He would make a kind of orchestral drum called ‘tonbak’ for which the same know how and process has been used. That, the case, in order to have it completely flat and strong, the skin leather was stretched on the frame by the assistance of a second person. The leather would cover on the frame. Then the artisan would add a special adhesive around the frame.

Brick Burning: for burning bricks in traditional ways and methods, the artisan would use kilns which were in two different kinds in Meibod.

1- Manual Kilns: there was a cavity like the water pool of water storage with a diameter of 7 meters which was not plastered. Over the cavity, usually a dome was built by mud bricks under which a canal was provided for the transfer of heat to the kiln. The channel was filled with lime stone. Workers would put mud bricks on it in a conic form. There were hole provided for exhaustion of the smoke in a distance of two meters one from the other. In order to avoid to go away the heat, a mixture was made by cow and sheep shit, charcoal powder and carpentry retails and some kerosene oil called ’puka’. The puka was a cement to fill up the cleavages and seams that were around and in between the bricks. Then the kiln was fired. By heating, the bricks were burnt and the mile stone were changed to lime. The mud raw bricks were also changed to brunt bricks. The capacity of a kiln depended to the expansion of the job which was at the minimum 20-30 thousand bricks.

2- qomi kiln: the kiln was formed by several wells in depth of 4-6 meters. The main well or the mother well was in the middle and the rest were around in a radius of 4-5 meters. All the wells were dug out some how that all were connected to each other by an underground tunnel. The mother (main) well was like a tower under the ground for which some people would construct a ceiling over. When putting the raw bricks in kiln, some space was provided in a fixed interval in between the bricks the exhaust of the smoke which was called ‘muri’. The number or muris would reach to at least 30. The fire would run through the muris and the smoke would rise and exit from the exhaust




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر