تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 ) ترازودوزی


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-03:19 ب.ظ

چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 ) ترازودوزی

12- ترازودوزی : مواد اولیه آن سیفال گندم بود . ترازو دوز اول سیفال را با آب نم وسپس لگد می كرد ، تا سیفال له شده و هوای بین آن خالی شود كه قابل كلاف كردن باشد . سپس به مقدار گنجایش دست سیفال را بر می داشت و دو تا سه دور به هم می تاباند  . بعد با سوزنی كه شبیه سوزن جوا لدوزی ولی  نازك تر از آن  بود و نخ سه لایه پنبه ای آن ها را به هم می دوخت . قبل از اینكه دوختن یك قبضه تمام شود ، قبضه دیگری را درا نتهای قبضه اول قرار می داد و سر آن را له می كرد تا كاملاً درهم فرو رود و زیر لایه ی  قبلی قرار گیرد . با این ترتیب لایه ها به هم متصل می شد  .  برای دوختن ترازو اول از كف كفه شروع می كرد بعد بدنه یا "راسه ی" آن را می دوخت . برای دوختن راسه یا دیواره ی ترازو ، سرسیفال ردیف آخر را قبل ازاینكه تمام شود ، كمی عمودی نگه می داشت و سیفال زیر آن می كرد و دور می چرخید . دراین مرحله كوك ها را با فاصله می دوخت  .  برای دیواره ی  ترازو 15 تا20 دور باید  این عمل تكرار می شد تا بلندی آن به حد مطلوب برسد . قطر دهانه وارتفاع بدنه سر ترازو ( كفه ای كه جنس در آن می ریزند )  بزرگتراز كون ترازو (كفه ای كه سنگ وزنه در آن می گذارند ) است و معمولاً 2من گندم ظرفیت دارد . بعد از پایان سیفال دوزی كفه ها ، روكشی از تیماج  برای آن می دوخت . برای این منظور از تیماجی كه  با پوست انار رنگ كرده بودند ( نك.تیماج دردباغی) استفاده می شد . برای تیماج دوزی اول تیماج را خیس می كرد و ترازو را دمر می انداخت و تیماج را به پشت كفه و دیواره ی آن  می كشید و دور تا دور آن را چند درفش فرو  می كرد كه تیماج ثابت بماند . بعد اضافه ها ی آن را می برید و یك دور در راستای درفش هایی كه فروكرده بود  می دوخت . تا بتواند درفش ها را بیرون بیاورد . برای دوختن از درفشی كه نوك آن مثل قلاب برگشته بود استفاده می كرد . به این ترتیب كه قلاب را در تیماج فرو می برد و نخ را به نوك  آن می انداخت و  می كشید تا از طرف دیگر بیرون آید . به هر درفش كه می رسید ، آن را بیرون می آورد و به جای آن كوك می زد . سپس دو دور دیگر با فاصله  قطر یك دو ربالی  می دوخت  . داخل كفه را هم به همین ترتیب می دوخت . با این تفاوت كه اندازه ی تیماج داخل كفه را بزرگ تر می گرفت  تا از بیرون روی لایه زیر و پشت كفه را بگیرد و لبه ی ترازو را هم بپوشا ند . درآخر ازته ، بدون اینكه نخ را پاره كند چند ردیف دیگر می دوخت . در مرحله ی آخر كفه ها را با حلقه و طناب  به چوب میزان وصل می كرد  . این ترازو شاهین نداشت . هنگام وزن كردن ترازو را با دو دست  بلند می كردند و دست ها را تا نزدیك سینه بالا  می آوردند . وقتی دو كفه مقابل هم می ایستاد  وزن صحیح را نشان می داد . این ترازو از وسایل خانه محسوب می شد . لذا یكی از اقلام جهیز یه ی دختر بود . دشتبان ها نیز برای وزن كردن خرمن از نوع بزرگتر آن استفاده  می كردند .

 

Sewing a Scale: the main material to make a scale for weighing things was the wheat straw. The worker who sews the scales, at first would wet the wheat hay with water and then he would tread on or trample the wet hay in order to smash the hay in straw and take away the space between the straw. He would then form it into a skein or hank. Then he would fill up the space with the wheat stems and straw and twist it three times. He would sew the scale by a big size needle for sack making but rather a smaller. Before finishing the sewing of a scale, he would put another handle at the end of the first. He would smash the end so that the two go in each other and stand beneath the previous layer. In this way, all layers were joined together. Starting the job, the tailor would start from the bottom. Then he would add the body rows and sew them. For sewing the body row (fillets), he would keep the head of the last stems before the end somehow vertical and put it beneath them and twist it around. He would sew the stings with a wide distance. The tailor would repeat sewing for 15 to 29 times. The tailor would stretch the length to a desired size. After finishing the straw sewing of each pan of a scale, he would sew a piece of leather covering the pans. In the final stage, he would connect the pans to the side of the scale. The scale did not have a pointer. When weighing something, you had to hold the scale at level of your two hands or at the level of your chest. When the two pans would stay at the same level, you could see the weight. A scale was a part of household appliance. So it was an item of dowry for a girl when marrying.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر