تبلیغات
میبدشناسی جانب اللهی - چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 )


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 21 آبان 1393-08:01 ب.ظ

چکیده ی چهل گفتار در مردم شناسی میبد ( دفتر 4 )

 

9- خراطی : ابزار كار عمده­ی خراط به شرح زیر است :

1- 9- مته : ازا نواع  شماره های  5 ، 10 ،12و15 برای سوراخ كردن  وسایلی كه    می سازند كاربرد دارد   مته ها همه خشكه و از جنس فولاد است و اگر زمین بخورد ، می شكند . آهنگران این مته ها را از سوهان های كهنه و ازكار افتاده    می سازند . و آب دیده می كنند كه برنده و مقاوم باشد .    

2- 9- كارگاه : دستگاهی است كه از دو قطعه چوب كشویی ساخته شده و شامل اجزاء زیراست :

1- 2- 9- تخته كار گاه : تخته صافی است ، به عرض  50 سانتیمتر كه روی آن سوراخ های متعددی در فاصله یك سانتیمتری وجود دارد .

 2- 2- 9- روئونه (rowouna) : چوب باریك بلندی شبیه خط كش و متحرك است . طول دستگاه 20/1 و پهنای آن  20 سانتی متراست و دارای دو پایه است كه یكی    ثابت و دیگری متحرك است  . در سر هر پایه میله ی نوك تیز مثلثی شكل به نام  مرغك نصب شده است كه  قطعه ی ساخته شده را بین آن دو قرار داده و به ا ندازه ی  آن تنظیم و سپس با قرار دادن میخ درسوراخ خط كش پایه متحرك را ثابت می كنند تا قطعه به همان حال روی دستگاه تثبیت شود .  این وسیله بیشتر هنگام كاركردن با مته یا برای رنگ آمیزی و تراش مورد استفاده قرار می گیرد .

 3- 2- 9- پیشگاه : تخته خط كش مانند مكعب مستطیل است كه كاربردزیادی دارد  زیرا خراط در بسیاری از موارد باید هم زمان با چهار دست و پا كار كند . درچنین مواردی "پیشگاه "را به قطعه ی درحال ساخت تكیه می دهد و پاروی آن می گذارد در واقع هم نقش محافظ پا را دارد و هم تكیه گاهی است  برای دست ، در نگه داشتن ابزاری كه برای تراش و رنگ آمیزی و نظایر آن به كار می برد .

مواداولیه خراط چوب بید و نی است ، وی از رنگ های خودساخته برای رنگ آمیزی و تزیین دست ساخت های خود استفاده می كند . ماده ی اصلی رنگ درخراطی اشترك  است . كه برای آماده سازی آن اول یك روز اشترك را درآب می خیسانند ، بعد10 دقیقه روی آتش حرارت می دهند ، تا ذوب و تبدیل به شیره شود . سپس هررنگ كه می خواهند به آن اضافه می كنند ، مثلا برای رنگ سیاه دوده ی ساج ( تابه نان پزی ) به آن می افزایند ، وبرای اخرایی گِلِ سرخ یا اخرا به آن اضا فه می كنند .

10- حلاجی : یكی دیگر از تولیدات صنعتی میبد نخ است كه زنان با چرخ های دستی می رشتند كمتر خانه ای بود كه یك یا دو نفر ریسنده نداشته باشد حتی بافته های پنبه ای (زیلو و كرباس) صادرات عمده ی میبد را تشكیل می داد ، بیشتر پنبه ی مورد نیاز ریسندگی از تولیدات داخلی تأمین می شد . كه كیفیت آن بهتر از پنبه ی  وارداتی بود . برای حلاجی باید دو مرحله طی می شد

1-10- كروزه چینی : چون در مرحله ی كروزه رونی یا برداشت محصول پنبه آن را با غوزه از بوته جدا می كردند ، برای حلاجی مجبور بودند وش آن را با دست از غوزه جدا كنند كه به این عمل "كروزه چینی" می گفتند و یكی از سرگرمی های مطلوب برای دورهم نشینی وگپ زدن بود ، اگر صاحب آن یا یك نفر در این جمع قصه گو یا طنزپردازخوبی بود كه میبد از این دست آدم ها فراوان داشت . برای بچه ها نیز فرصت خوبی بودكه بنشینند و ساعاتی مجذوب شیرین كلامی بزرگترها شوند

2-10- دونه بری (duna bori) : یعنی جداكردن پنبه دانه از پنبه یا محلوج كردن وش كه یك حرفه ی مستقل بود و ابزاری به نام "چخ دونه بری" (čax- e – dunabori) داشت  شیوه ی كار با چرخ بدین گونه بود كه "دونه بر" دو زانو در مقابل چرخ می نشست . و وش را لای دو تیر قرار می داد و دستگیره ی چرخ را می چرخاند وش بین دو تیرچرخ كه تقریباً مماس با یكدیگر بود قرار می گرفت و چون فاصله ی دو تیر برای عبور پنبه دانه كافی نبود پنبه دانه از وش جدا شده به مقابل "دونه بر" می افتاد . محلوج آن نیز از بین دو تیر عبوركرده  به طرف دیگر چرخ بیرون می رفت .

3-10- پنبه كاركنی : ابزاركار پنبه زن كمان حلاجی و"چك " (čak) یا مشته بود ، پنبه زن روی زمین می نشست  زانوی چپ خود را عمود بر زمین قرار می داد ، و دست چپ را در دستگیره ی كمان می برد و دست دیگر را از بازو روی زانو می گذاشت وكمان را به گونه ای كه "رود" یا زه  آن به طرف دست راستش باشد نگه می داشت .  سپس رود را مماس با محلوج می گرفت و با مشته به رود می زد ، برای تبدیل محلوج به پنبه حد اقل باید 10 مشته بزند . كمتر از این بزند نا قص است و پنبه كیفیت خوبی نخواهد داشت . دهمین مشته را تك ضربی می زنند و پنبه را كنار می گذارند . هر دو سه كیلویی كه زدند ، آن را " نلته " (nalta) می كنند .  "نلته "گلوله های تخم مرغ شكلی است كه برای سهولت حمل و نقل می پیچند . برای پیچیدن آن میله دوكی شكل چوبی  در اندازه و شبیه وردنه در دست راست می گیرند و با دست چپ پنبه را دور آن می پیچند  قطر هر"نلته " حدود ده سانتی متراست . مشته ی حلاجی 3كیلو وزن دارد و هرچه سنگین تربا شد ، پنبه ی بیشتر ی می تواند بزند. حلاج معمولاً هنگام كار باید سنگی زیر پا بگذارد كه تعادلش را حفظ كند ؛ یا اگر مشته روی پایش خورد ، آسیب كمتری بر آن وارد شود ، گرچه از دهه ی چهل میبد دارای كارخانه ی  پنبه پاك كنی بود ، ولی حداقل تا نزدیك به یك دهه بعد از تأسیس كارخانه هنوز حلاج ها ترجیح می دادند ، با دست كروزه بچینند و برای تهیه ی محلوج از چرخ "دونه بری" استفاده كنند  زیرا به تجربه دریافته بودند كه با دستگاه  برقی پوست  غوزه  و پنبه دانه با محلوج  مخلوط و پنبه ی آن خراب می شود . یاد گرفتن حلاجی كاربسیاردشواری بود و به تمرین زیادی نیاز دا شت . نوآموز باید مدت ها تمرین می كرد ،  تا رگ آرنج را كه روی زا نو قرار می گرفت ، به          اصطلاح خواب رود ( رگ خشك شود نه اینكه از كار بیفتد ، بلكه عادت كند) كه وقتی دركار مجبور می شود ،  مدت طولانی كمان را در دست نگه دارد ،  دستش  خواب نرود  . در مراحل اولیه هم دست خیلی درد  می گیرد و هم كسی كه وارد نباشد ، مشته راروی انگشت پا می زند  .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


نسترن
سه شنبه 6 مرداد 1394 07:16 ق.ظ
سلام عزیزم
وب خیلی خوبی داری
خوشحال میشم به منم سر بزنی
محمد
جمعه 29 اسفند 1393 03:18 ق.ظ
سلام

خیلی باحال بود مطالبت :)

با تبادل لینک موافقی؟

موافق بودی لینک کن بعد خبر بده لینکت کنم

@};-
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر